سوروسات سفر

 آموزش بافت مو

بنیاد شریف

مروری بر گذشته

عکس : زنان ازدیروز تا فردا !! مجموعه سئوالات امتحانی دانشگاه پیام نور رشته جغرافیا طرز تهیه شیرینی شکلاتی کرم دار بازیگرانی که سریال های خودشان را تماشا نمی کنند/عکس ماجرای هواپیما و گوشی آیفون یک زن خوش شانس +تصویر اشعار جدید ماه مبارک رمضان (5) علت گرایش پسرها به ازدواج با دختر بزرگ تر!! می دانید تعداد کاربران فعال اینترنت چند نفر هستند؟ تماشاگران بازی ایران و آرژانتین در جام جهانی ۲۰۱۴ عجیب‌ترین بازسازی صورت (+تصاویر) مدل معروف بریتانیایی در حال آموزش بچه داری +عکس تصاویری از دکوراسیون قصر هایدی کلوم و همسرش این زن در عرض 8 ماه دوبار زایمان کرده است !!+عکس یک مدل مفهومی جالب (عکس) لپ‌تاپ‌هایی کمتر از یک میلیون تومان (+جدول ) تصاویر سریال نوروزی «روزهای بد، در» تصاویر بازیگران ایرانی در کنار همسرانشان تست روانشناسی : آیا شما آرامش قلبی دارید؟ لوازم آرایش‌تان را بدون میکروب کنید یوسف صیادی با گریمی جالب در کنار فوتبالیست معروف+عکس

عجایب اسرار آمیز جهان

  • جذاب
  • دیدنی
  • دنیای مد
  • مطالب طنز
  • آرایشی
  • سینما
  • بیوگرافی هنرمندان
  • عجایب
  • گوناگون

آرایشگری هنری زادور

 
مانتو

ضرب المثل: الهی که آقام آب بخواهد!

مجموعه : ضرب المثل ها

ضرب المثل, الهی که آقام آب بخواهد

داستان ضرب‌المثل «الهی که آقام آب بخواهد!»,ضرب المثل درباره تنبلی

 

ضرب‌المثل «الهی که آقام آب بخواهد!» کنایه از آدم تنبلی است که حتی برای رفع تشنگی خودش هم تلاشی نمی کند و منتظره تا دری به تخته‌ای بخورد و او هم به نوایی برسه. آنقدر در این تنبلی زیاده‌روی می‌کند که حتی حاضره ضرر گاهی وقت‌ها به جانش هم برسد. اما ببینیم این مثل از کجا شکل گرفت؟

 

روزگار گذشته روزگار ارباب و نوکری بود. اربابانی که ثروتمندان جامعه بودند و برای رفع اموراتشان نوکری استخدام می‌کردند و از این راه او را هم به یک نوایی می‌رساندند. این میان نوکری بود که احوالی تعریف‌کردنی داشت.

 

طبیعی است که در آن زمان هرکسی سعی داشت نوکری را انتخاب کند که کارها را به بهترین شکل انجام دهد و خراب‌کاری نکند.
از قضای روزگار مرد ثروتمندی نوکری داشت که در عین هوش زیاد اما تنبل بود و حوصله انجام کاری را نداشت. آنقدر باهوش بود که به دنبال هر امر ارباب بهانه‌هایی می‌تراشید تا از زیر کار دربرود.

 

بهانه‌هایی که ارباب را قانع کند که این کار انجام نشود بهتر است. شاید از همین روست که در مثلی دیگر می‌گویند: «آدم تنبل عقل چهار وزیر را دارد!» باید آنقدر حاضرجواب و عاقل باشد تا بتواند کاری را به او محول شده انجام ندهد، آن هم طوری که دیگران قانع شوند!

 

خلاصه که این زرنگی نوکر قصه ما دوامی نداشت و ارباب خیلی زود فهمید که او تنبلی می‌کند، از همین رو از آن به بعد با تشر و قهر و تهدید به اخراج او را وادار به انجام دستوراتش می‌کرد.

 

تا اینکه یک روز در گرمای هوا هر دو به مزرعه رفتند و به کشت و کار سری زدند. ارباب از روی خستگی زیر درختی رفت وخوابش برد. نوکر هم خسته بود و البته بسیار تشنه. هرچه کرد نتوانست بخوابد. دو سه باری نیم‌خیز شد تا به سمت کوزه آب برود اما تنبلی پای رفتنش را سست کرد.

 

همین‌طور که دراز کشیده بود، گفت: «کاش ارباب نخوابیده بود، کاش قدری آب طلب میکرد، الهی که آقام تشنه‌اش بشود» و از این حرف‌ها.
ارباب هم که هنوز کمی هوشیار بود صدایش را شنید و در دل به او خندید. بعد با صدای بلند و خشنی گفت: «چرا خوابیدی؟ بلندشو و کاسه‌ای آب برای من بیاور».

 

نوکر که این را شنید، مثل برق از جا بلند شد. خود را به کوزه رساند و پیاله‌ای از این مایه حیات نوشید و جانی دوباره یافت.
از آن پس به کسی که از تنبلی زیاد، حتی حاضر نباشد برای سود و منفعت خود کاری را انجام دهد، با کنایه می‌گویند: «الهی که آقام آب بخواهد».
منبع:yjc.ir

 

 

 

عضویت در تلگرام جذاب

آموزش آرايشگري

برنامه هاي ماهي صفت

پربیننده ترین مطالب

ایستگاه طنز و شادی

برنامه هاي طنز ريوندي

فال و طالع بینی