فروش اینترنتی انواع فیلم ، سریال ، مستند ، آموزشی و کارتون با ارزانترین قیمت

موضوعات سایت

----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
بازدید سایت

امروز :
۵۱۵۲۳
دیروز :
۴۶۸۰۱
مجموع بازدید ها :
۹۶۰۸۴۲۰
جستجوی مطالب سایت

عکسهای غیر معمول و شگفت انگیز واقعی!اندراحوالات درس خواندن ! ( تصاویر طنز )تصاویر: زیبایی خیره کننده پارکی در ژاپن !!!مجموعه اس ام اس های تبریک روز پدر- خرداد 1391عکس/ وقتی دوچرخه جای کامیون را می گیرد!روز زن ... روز مرد...! (عکس طنز )فال و طالع بینی روز سه شنبه 2 خرداد 1391عکس های دیدنی روز/ 2 خرداد 1391مدل صندل های دخترانه شیک و جدید مجلسی دختری بی خانمان که در ماشینش زندگی می کرد! +عکستصاویر: جشن گل در باکوعکس/ احسان خواجه امیری و همسرشچیزهایی که نشدیم ... !!! (طنز)عکس بازیگران در دومین شب جشن نفسسحر بی نیاز دختر ایرانی تبار ملکه زیبایی کانادا شد !+عکسمدل انگشترهای شیک و جذابکاریکاتور/ قلیون بانو!معتاد کردن دختر 4 ساله در تگزاس !+عکسمدل مبلمان برای اتاق نشیمنباز هم اسید پاشی زیبایی یک دختر جوان را گرفت +عکسمدل های سرویس برلیان طرح شگفت انگیز یک ایرانی برای پژو !+عکس30 راه برای نفوذ کردن در دل افراد !خوردنی هایی برای از بین بردن استرس شما !!!عکس های طنز و خنده دار جدید- خرداد ماهکارت پستالهای تبریک تولد کودکان
 
دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱    ساعت: ۲۲:۵۹
دخترها در مدارس چیکار میکنند؟!! /تصویرییکم بخندید تا دلتون باز بشه!! / عکسشوکه شدن همه از تصاویر ازدواج برد پیت و آنجلینا جولی+ تصاویر مدل های جدید کفش تابستانی ۲۰۱۲ عکس/ پوشش همسرهای پادشاهان قطر، بحرین و اردنعکس/ به این میگن دانشجوی نمونه! عکسهای جدید بازیگران سریال ساخت ایران کارهایی که دخترها نمی توانند انجام بدن !!!محسن یگانه قبل و بد از عمل جراحی بینی/عکسدکوراسیون زیبای منازل به سبک اروپاییعکسهای خنده دار از خراب کاری کوچولوها !بیچاره پسرا ... !!!تصاویر: فاز جدید برخورد با بدحجابی در تهرانفقط محض خنده ...!!! ( طنز )عکس/ گریه کردن آنا نعمتی و شهاب حسینی در یک مراسمحقایقی جالب در باره دلار که نمیدانستید ! (+عکس)هشدار به خانمهایی که به پوشیدن شلوارجین علاقمندند!اولین تقلب تاریخ بشر!!! (طنز)غرق‌شدن‌پسری‌برای‌نجات‌دختر! +عکساین ترن های هوایی قلب شما را از جا می کند! +عکسثبت رکورد پرپشت‌ترین موی جهان به نام این زن!+عکسافتادن به جان زن حامله با شوکر برقی !+عکس عکس های طنز و خنده دار جدید- خرداد ماهاضافه وزن ملکه زیبایی خبر ساز شد !+عکس

ضرب المثل : روی یخ گرد و خاک بلند نکن

 
 

وقتی کسی بیخود و بی جهت بهانه بگیرد این مثل را می گویند.


روزهای آخر زمستان بود و هنوز کوه ها برف داشت و یخبندان بود، چوپانی بز لاغر و لنگی را که نمی توانست از کوره راه های یخ بسته کوه بگذرد در سر چفت (آغل) گذاشت تا حیوان در همان اطراف چفت و خانه بچرد.


عصر که می شد و چوپان گله را از صحرا و کوه می آورد این بز هم می رفت توی رمه و قاطی آنها می شد و شب را در چفت می خوابید. یک روز که بز داشت دور و بر چفت می چرید و سگ ها هم آن طرف خوابیده بودند یک گرگ داشت از آنجا رد می شد و بز را دید اما جرات نکرد به او حمله کند چون می دانست که سگ های ده امانش نمی دهند. ناچار فکری کرد و آرام آرام پیش بز آمد و خیلی یواش  و آهسته بز را صدا کرد.


بز گفت : «چیه؟ چه می خواهی؟» گرگ گفت : «اینجا نچر» بز گفت : «برای چه؟» گرگ گفت : «میدانی چون دیدم تو خیلی لاغری دلم به رحم آمد خواستم راهی به تو نشان بدهم که زود چاق بشوی» بز با خودش گفت : «شاید هم گرگ راست بگوید بهتر است حرف گرگ را گوش بدهم بلکه از این لاغری و بیحالی بیرون بیایم» بعد از گرگ پرسید : «خب بگو ببینم چطور من می تونم چاق بشم؟» گرگ گفت : «این زمین، زمین وقف است و علفش تو را فربه و چاق نمی کند، راهش هم اینست که بروی بالای آن کوه که من الان از آنجا می آیم و از علف های سبز و تر و تازه آنجا بخوری من هم دارم می روم به سفر !»


بز با خودش فکر کرد که خب گرگ که به سفر می رود و آن طرف کوه هم رمه گوسفندها و چوپان هست بهتر است که کمی صبر کنم وقتی گرگ دور شد من هم بروم آنجا بچرم عصر هم با گوسفندها برگردم.


گرگ که بز را در فکر دید فهمید که حیله اش گرفته، از بز خداحافظی کرد و به راه افتاد و رفت سر راه بز کمین کرد. بز هم که دید گرگ راهش را گرفت و رفت خیالش راحت شد و شروع کرد از کوه بالا رفتن، اما توی راه یک مرتبه دید که ای دل غافل گرگه دارد دنبالش می آید. بز فکری کرد و ایستاد تا گرگ به او رسید. بز گفت : «می دانم که می خواهی مرا بخوری، من هم از دل و جان حاضرم چون که از زندگیم سیر شده ام، فقط از تو می خواهم که کمی صبر کنی تا بالای کوه برسیم و آنجا مرا بخوری، چون که اگر بخواهی اینجا مرا بخوری نزدیک ده است و از سر و صدا و جیغ من سگ ها می آیند و نمی گذارند مرا بخوری آن وقت، هم تو چیزی گیرت نمی آید و هم من این وسط نفله می شوم اگر جیغ هم نکشم نمی شود آخر جان است بادمجان که نیست !» گرگ دید نه بابا بز هم حرف ناحسابی نمی زند.


خلاصه شرطش را قبول کرد و بز از جلو و گرگ از عقب بنا کردند از کوه بالا رفتن، گرگ که دید نزدیک است بالای کوه برسند شروع کرد به بهانه گرفتن و سر بز داد زد که «یخ سرگرد نده» بز که فهمید گرگ دنبال بهانه است با مهربانی گفت: «ای گرگ من که می دانم خوراک تو هستم، تو خودت هم که می دانی هرچه به قله کوه برسیم امن تر است پس چرا عجله می کنی من که گفتم از زنده بودن سیر شدم وگرنه همان پایین کوه جیغ می کشیدم و سگ  ها به سرعت می ریختند.»

گرگ گفت : «آخه کمی یواش برو، گرد و خاک نکن نزدیکه چشمای من کور بشه». بز گفت : «آی گرگ ! روی یخ راه رفتن که گرد نداره، بیجا بهانه نگیر» خلاصه راهشان را ادامه دادند تا به سر کوه برسند.


اما گرگ از پشت سرش ترس داشت که مبادا سگ های ده از کار او خبردار شده باشند و دنبالش بیایند و هرچند قدمی که می رفت نگاهی به پشت سرش می کرد بز هم که می دانست چوپان و گوسفندها سر کوه هستند دنبال فرصتی بود تا فرار کند. تا اینکه وقتی باز هم گرگ برگشت تا به پشت سرش نگاه کند بزه تمام زورش را داد به پاهایش و فرار کرد و خودش را به گله رساند. سگ های گله هم افتادند دنبال گرگ و فراریش دادند. بز با خودش عهد کرد که دیگر به حرف دیگران گوش نکند و اگر بتواند از گرگ هم انتقام بگیرد. فردای آن روز همان گرگ بز را دید که باز در جای دیروزی می چرد.


با خودش گفت : «اینجا گرگ زیاد است او که مرا نمی شناسد می روم پیشش شاید امروز او را گول بزنم ولی دیگر به او مجال نمی دهم که فرار کند.» با این فکر رفت پیش بز، بز هم که از همان اول او را شناخت خودش را به نفهمی زد که مثلا گرگ را نمی شناسد. گرگ گفت : «آهای بز ! اینجا ملک وقفه، بهتره اینجا نچری بری جای دیگه.» بز گفت : «من حرف تو را باور نمی کنم مگر به یک شرط، اگر شرط مرا قبول کنی آن وقت هر جا که بگی میرم» گرگ گفت : «شرط تو چیه؟» بز گفت : «اگر حاضر بشی و بری روی آن تنور گرم و دو دستت را یک بار در لب آن به زمین بزنی و قسم بخوری که این ملک وقفی است آن وقت من حرفت را باور می کنم.»


گرگ گفت : «خب اینکه کاری نداره» و به سر تنور رفت تا قسم بخورد، زیر چشمی هم اطراف را می پایید که نکند سگ  ها یک مرتبه به او حمله کنند غافل از اینکه یک سگ قوی بزرگ داخل تنور خوابیده است همین که رفت سر تنور و دست هایش را لبه تنور زد و مشغول قسم خوردن شد سگی که توی تنور خوابیده بود از خواب بیدار شد و به گرگ حمله کرد. سگ های ده هم رسیدند و او را پاره پاره کردند.

تعداد نمایش ۳۴۰ بار
ارسال شده در ۰۰۰۰/۰۰/۰۰ ۰۰:۰۰:۰۰
مطالب گذشته این بخش
ضرب المثل های طنز نوروز ۱۳۹۱ضرب المثل های آلمانی ،عربی با ترجمه فارسیضرب المثلهای فارسی و ترجمه انگلیسی آنها !!!!ضرب المثلهای آموزندهضرب المثل : باش تا صبح دولتت بدمدضرب المثل : خر ما از کرگی دم نداشت چیست؟ضرب المثل : شغال مرگیضرب المثل : شمشیر از رو بستنضرب المثل : صبر ایوبضرب المثل : نان گدایی را گاو خورد دیگر به کار نرفتضرب المثل : فوت کاسه گری را نمی داندضرب المثل : طشت رسواییضرب المثل :شمشیر داموکلسضر ب المثل : فوت کاسه گری را نمی داندضرب المثل : تو بدم، بمیر و بدمضرب المثل : بلبلی که خوراکش زردآلو هلندر باشه بهتر این نمی خونهضرب المثل : نان و انگور و این همه جنجال ؟ضرب المثل : فوراه چون بلند شود سرنگون شودضرب المثل :فروغی نماند در آن خاندانضرب المثل : عهد دقیانوسضرب المثل : عمرو در امانت خیانت نکرد، تو چرا ؟ضرب المثل : باج به شغال نمی­دهیمضرب المثل : باج سبیلضرب المثل : هم از گندم ری افتاد، هم از خرمای بغدادضرب المثل : نقل کفر، کفر نیستضرب المثل : من هلال را دیدم
تبلیغات

© کلیه حقوق برای سایت جذاب محفوظ است.

تمامی مطالب این پایگاه تحت نظارت و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.