ضرب المثل های آلمانی ،عربی با ترجمه فارسی
ضرب المثل های عربی با ترجمه ی فارسی….
الید الواحده لا تصفّق (یک دست صدا ندارد)
وهب الأمیر ما لا یملک (از کیسة خلیفه میبخشد)
و للناس فیما یعشقون مذاهب (سلیقهها یکنواخت نیست)
هل یصلح العطّار ما أفسد الدّهر (آب رفته به جوی باز نیاید)
من یمدح العروس إلّا أهلها (هیچ کس نمیگوید ماست من ترش است)
من کثر کلامه کثر ملامه (پرگو خطاگوست)
من قرع باباً و لجّ و لج (عاقبت جوینده یابنده است)
من طلب العلی سهر اللیالی (گنج خواهی در طلب رنجی ببر)
من طلب شیئاً وجدّ وجد (عاقبت جوینده یابنده بود)
من طلب أخاً بلا عیب بقی بلا أخ. (گل بیخار خداست یا کجاست)
من حفر بئراً لأخیه وقع فیها (چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی)
من جدّ وجد (عاقبت جوینده یابنده بود)
من صارع الحقّ صرعه (با آل علی هر که در افتاد بر افتاد)
المعیدی تسمع به خیر من أن تراه (آواز دهل شنیدن از دور خوش است)
المحنه إذا شاعت سهلت (مرگ به انبوه، جشن باشد)
لکلّ فرعون موسی (دست بالای دست بسیار است)
لکلّ مقام مقال (هر سخنی جایی و هر نکته مکانی دارد)
ماحکّ جلدک مثل ظفرک (کسی نخارد پشت من جز ناخن انگشت من)
ماهکذا تورد یا سعد الإبل (راهش این نیست) (این ره که تو میروی به ترکستان است)
کلم اللسان أنکی من کلم السنان (زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است)
کالمستجیر من الرّمضاء بالنّار (از چاله به چاه افتادن) (از بیم مار در دهان اژدها رفتن)
کلّ رأس به صداع (هر سری دردی دارد)
کلّ شاه تناط برجلیها (هر کس را در قبر خود میگذارند)
لا تؤخر عمل الیوم إلی غدٍ (کار امروز را به فردا میفکن)
لا یؤخذ المرء بذنب أخیه (گناه دیگری را بر تو نخواهند نوشت)
لکلّ جدید لذّه (نو که آمد به بازار کهنه شود دل آزار)
ضرب المثل های آلمانی با ترجمه ومترادف فارسی…
Lachen ist die beste Medizin
ترجمه: «خنده بهترین داروها است»
مترادف فارسی: «خنده بر هر درد بیدرمان دواست.»
Lebe, als solltest du morgen sterben, und arbeite, als solltest du ewig leben
ترجمه: «به گونهای زندگی کن که گویی فردا باید بمیری؛ و طوری کار کن که گویی جاودانهای.»
مترادف فارسی: «طوری زندگی کن، انگاری فردا خواهی مرد، طوری کار کن، انگاری هیچگاه نخواهی مرد.»
Leute und Leute sind zweierlei
ترجمه: «آدم و آدم دو گونه میباشند»
مترادف فارسی: «آدم بهآدم بسیار ماند.»
Liebe kann Berge versetzen
ترجمه: «عشق، کوه را جا به جا میکند»
مترادف فارسی: «عشق در کوهکنی داد نشان قدرت خویش// ورنه این مایه هنر تیشه فرهاد نداشت» از فرخی یزدی
Liebe erweicht auch die härtesten Stein und Felsen
ترجمه: «عشق، سختترین سنگها و صخرهها را نرم میکند.»
مترادف فارسی: «گر کوهکن زپای در آمد چهجای طعن// بالله که کوه پست شود زیر بار عشق» از جامی
Liebe braucht keinen Lehrer
ترجمه: «عشق، نیازی به آموزگار ندارد»
مترادف فارسی: «ای بیخبراز سوخته و سوختنی// عشق آمدنی بود نه آموختنی» از سنائی
Liebe, die nur von einer Seite kommt, dauert nicht lange
ترجمه: «عشقی که فقط از یک سوی آید، طولانی نخواهد بود»
مترادف فارسی: «چو زین سر هست زان سر نیز باید // که مهر از یک طرف دیری نپاید» از اوحدی
Liebe ohne Gegenliebe, ist eine Frage ohne Antwort
ترجمه: «عشق بدون طرف مقابل، سؤالی است بدون پاسخ»
مترادف فارسی: «چه خوش بی، مهربونی هر دو سر بی// که یکسر مهربونی، دردسر بی» از باباطاهر
Liebe und Husten lässt sich nicht verbergen.
Liebe und Rausch schaut zum Fenster aus
ترجمه: «عشق و سرفه را نمی توان پنهان داشت.»
ترجمه: «عشق و سرمستی از دریچه بیرون را مینگرند.»
مترادف: «عشق و مشک پنهان نمیماند.»
Liebe kann man nicht erzwingen.
Liebe duldet keinen Zwang
ترجمه: «عشق را نمیتوان تحمیل کرد»
ترجمه: «عشق، زورپذیر نیست»
مترادف فارسی: «عشق بهزور، و مِهر بهچُنبِه نمیشود.»
ضرب المثل های آلمانی با ترجمه و مترادف فارسی…
Liebe macht närrisch.
Liebe und Verstand, gehen selten Hand in Hand
ترجمه: «عشق، جنونآور است»
ترجمه: «عشق و عقل به ندرت دست در دست دارند.»
مترادف فارسی: «عشق و جنون همسایه دیوار به دیوارند.»
مترادف فارسی: «عشق در آمد بهدل، رفت زسر عقل و هوش.»
Liebe fürchtet keine Gefahr
ترجمه: «عشق از خطر نمیهراسد»
مترادف فارسی: «عشق را از تیغ و خنجر باک نیست.»
Liebe ist ein verzehrendes Fieber.
Liebe ist Leides Anfang
ترجمه: «عشق تب کشندهای است»
ترجمه: «عشق، آغاز رنج است»
مترادف فارسی: «بهگیتی عاشقی بیغم نباشد// خوشی و عاشقی باهم نباشد» از فخرالدین اسعد گرگانی
مترادف فارسی: «عشق برمن در عنا بگشود// عشق سر تا به سر عذاب و عناست» از فرخی سیستانی
Löwen fangen keine Mäuse
ترجمه: «شیران، موش شکار نکنند»
مترادف فارسی: «نخورد شیر نیمخورده سگ// ور به سـختی بمیرد اندر غار» از سعدی
Lügen, dass sich die Balken biegen
ترجمه: «دروغی، که تیر سقف را خم میکند»
مترادف فارسی: «دروغی که تیر سقف را میشکند.»
Lügen haben kurze Beine
ترجمه: «پای دروغ کوتاه است»
مترادف فارسی: «دروغ از همان دور که میآید یک پایش میلنگد.»
مترادف فارسی: «دروغگو تا در خانهاش.»
Man kann sich selbst keine Bäume pflanzen
ترجمه: «کس نتواند نهالی از بهر خویش غرس کند.»
مترادف فارسی: «دیگران نشاندند ما خوردیم ما بنشانیم دیگران خورند.» از مرزبان نامه
Man muss es nehmen wie es kommt
ترجمه: «به هر طریق که آید، باید پذیرفت.»
مترادف فارسی: «هرچه پیش آید خوش آید.»
Man muss sich mit Mondschein begnügen, wenn man keinen Sonnenschein hat
ترجمه: «باید به نور مهتاب کفایت کرد، هرگاه که از آفتاب محروم هستی.»
مترادف فارسی: «چون عشق بود به دل، صواب است // مه در شب تیـره آفتاب است» از امیر خسرو
Man soll die Bärenhaut nicht verkaufen‚ ehe der Bär gestochen ist.
Man muss den Pelz nicht verteilen‚ ehe der Bär geschossen (erlegen) ist.
ترجمه: «پوست خرسی را که هنوز شکار نکردهای،مفروش.»
ترجمه: «خرسی که هنوز کشته نشده، نباید پوستش را تقسیم کرد.»
مترادف فارسی: «خرس را شکار نکرده پوستش را نفروش.»
تعداد نمایش ۴۶۹۴ بار ارسال شده در ۰۰۰۰/۰۰/۰۰ ۰۰:۰۰:۰۰
مطالب گذشته این بخش
آبشان از یک جوی نمی رود (ضرب المثل) ضرب المثل لن ترانی لقمان را حکمت آموختن (ضرب المثل) چهارتکبیر زدن! (ضرب المثل) عجب سر گذشتی داشتی كل علی؟ (ضرب المثل) خدا داده ولی كور ـ خر مفت و زن زور (ضرب المثل) بكوب بكوب همانست كه دیدی (ضرب المثل) خدا تو را شفا بدهد، بگذار ما هم دزد باشیم (ضرب المثل) بچه قنداق كرده تو دامن آدم میگذارند! (ضرب المثل) خوبی بكن تا خوبی ببینی (ضرب المثل) نان گدایی را گاو خورد دیگر به كار نرفت (ضرب المثل) هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی گدا به گدا رحمت به خدا (ضرب المثل) زبان سرخ سر سبز را می دهد بر باد ! (ضرب المثل) روغن ریخته را نذر امامزاده كرده (ضرب المثل) بوقش را زدند !! ( ضرب المثل) آب از سرچشمه گل آلود است (ضرب المثل) سگ در خانه اش تازی می شود (ضرب المثل) اگر من منم،پس کو کدوی گردنم ؟ (ضرب المثل) آهسته که آسمان نداند... (ضرب المثل) خلایق هرچه لایق! (ضرب المثل)چو مردی بود کز زنی کم بود (ضرب المثل)ضرب المثل: اما این طریق خانه داری نیستاگر پیش همه شرمنده ام پیش دزده رو سفیدم(ضرب المثل)کندن در خیبر ! ( ضرب المثل ) ضرب المثل : چُم چرا گول رنگش را خورده است (ضرب المثل)ضرب المثل: از دماغ فیل افتادن
مطالب تصادفی
شیرین ترین لحظات از نظر چارلی چاپلین شیوه جالب گرم کردن داخل خودرو (تصویر) میکاپی برای انواع چشمها (تصویری) آموزش مکانیک خودرو سمندانگشتری که تمام زنان مایلند آن را داشته باشند! + عکسضرب المثلهای فارسی و ترجمه انگلیسی آنها هیتلر و همسرش در این اتاق خودکشی کردند !+عکس فضیلت و خواص سوره اسراء زیباترین تصاویر مینیاتوری ایرانی عکسهای دیدنی از عجیب ترین هتلهای دنیا
برترین ها
ضرب المثل های عربی با ترجمه ی فارسی….
الید الواحده لا تصفّق (یک دست صدا ندارد)
وهب الأمیر ما لا یملک (از کیسة خلیفه میبخشد)
و للناس فیما یعشقون مذاهب (سلیقهها یکنواخت نیست)
هل یصلح العطّار ما أفسد الدّهر (آب رفته به جوی باز نیاید)
من یمدح العروس إلّا أهلها (هیچ کس نمیگوید ماست من ترش است)
من کثر کلامه کثر ملامه (پرگو خطاگوست)
من قرع باباً و لجّ و لج (عاقبت جوینده یابنده است)
من طلب العلی سهر اللیالی (گنج خواهی در طلب رنجی ببر)
من طلب شیئاً وجدّ وجد (عاقبت جوینده یابنده بود)
من طلب أخاً بلا عیب بقی بلا أخ. (گل بیخار خداست یا کجاست)
من حفر بئراً لأخیه وقع فیها (چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی)
من جدّ وجد (عاقبت جوینده یابنده بود)
من صارع الحقّ صرعه (با آل علی هر که در افتاد بر افتاد)
المعیدی تسمع به خیر من أن تراه (آواز دهل شنیدن از دور خوش است)
المحنه إذا شاعت سهلت (مرگ به انبوه، جشن باشد)
لکلّ فرعون موسی (دست بالای دست بسیار است)
لکلّ مقام مقال (هر سخنی جایی و هر نکته مکانی دارد)
ماحکّ جلدک مثل ظفرک (کسی نخارد پشت من جز ناخن انگشت من)
ماهکذا تورد یا سعد الإبل (راهش این نیست) (این ره که تو میروی به ترکستان است)
کلم اللسان أنکی من کلم السنان (زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است)
کالمستجیر من الرّمضاء بالنّار (از چاله به چاه افتادن) (از بیم مار در دهان اژدها رفتن)
کلّ رأس به صداع (هر سری دردی دارد)
کلّ شاه تناط برجلیها (هر کس را در قبر خود میگذارند)
لا تؤخر عمل الیوم إلی غدٍ (کار امروز را به فردا میفکن)
لا یؤخذ المرء بذنب أخیه (گناه دیگری را بر تو نخواهند نوشت)
لکلّ جدید لذّه (نو که آمد به بازار کهنه شود دل آزار)
ضرب المثل های آلمانی با ترجمه ومترادف فارسی…
Lachen ist die beste Medizin
ترجمه: «خنده بهترین داروها است»
مترادف فارسی: «خنده بر هر درد بیدرمان دواست.»
Lebe, als solltest du morgen sterben, und arbeite, als solltest du ewig leben
ترجمه: «به گونهای زندگی کن که گویی فردا باید بمیری؛ و طوری کار کن که گویی جاودانهای.»
مترادف فارسی: «طوری زندگی کن، انگاری فردا خواهی مرد، طوری کار کن، انگاری هیچگاه نخواهی مرد.»
Leute und Leute sind zweierlei
ترجمه: «آدم و آدم دو گونه میباشند»
مترادف فارسی: «آدم بهآدم بسیار ماند.»
Liebe kann Berge versetzen
ترجمه: «عشق، کوه را جا به جا میکند»
مترادف فارسی: «عشق در کوهکنی داد نشان قدرت خویش// ورنه این مایه هنر تیشه فرهاد نداشت» از فرخی یزدی
Liebe erweicht auch die härtesten Stein und Felsen
ترجمه: «عشق، سختترین سنگها و صخرهها را نرم میکند.»
مترادف فارسی: «گر کوهکن زپای در آمد چهجای طعن// بالله که کوه پست شود زیر بار عشق» از جامی
Liebe braucht keinen Lehrer
ترجمه: «عشق، نیازی به آموزگار ندارد»
مترادف فارسی: «ای بیخبراز سوخته و سوختنی// عشق آمدنی بود نه آموختنی» از سنائی
Liebe, die nur von einer Seite kommt, dauert nicht lange
ترجمه: «عشقی که فقط از یک سوی آید، طولانی نخواهد بود»
مترادف فارسی: «چو زین سر هست زان سر نیز باید // که مهر از یک طرف دیری نپاید» از اوحدی
Liebe ohne Gegenliebe, ist eine Frage ohne Antwort
ترجمه: «عشق بدون طرف مقابل، سؤالی است بدون پاسخ»
مترادف فارسی: «چه خوش بی، مهربونی هر دو سر بی// که یکسر مهربونی، دردسر بی» از باباطاهر
Liebe und Husten lässt sich nicht verbergen.
Liebe und Rausch schaut zum Fenster aus
ترجمه: «عشق و سرفه را نمی توان پنهان داشت.»
ترجمه: «عشق و سرمستی از دریچه بیرون را مینگرند.»
مترادف: «عشق و مشک پنهان نمیماند.»
Liebe kann man nicht erzwingen.
Liebe duldet keinen Zwang
ترجمه: «عشق را نمیتوان تحمیل کرد»
ترجمه: «عشق، زورپذیر نیست»
مترادف فارسی: «عشق بهزور، و مِهر بهچُنبِه نمیشود.»
ضرب المثل های آلمانی با ترجمه و مترادف فارسی…
Liebe macht närrisch.
Liebe und Verstand, gehen selten Hand in Hand
ترجمه: «عشق، جنونآور است»
ترجمه: «عشق و عقل به ندرت دست در دست دارند.»
مترادف فارسی: «عشق و جنون همسایه دیوار به دیوارند.»
مترادف فارسی: «عشق در آمد بهدل، رفت زسر عقل و هوش.»
Liebe fürchtet keine Gefahr
ترجمه: «عشق از خطر نمیهراسد»
مترادف فارسی: «عشق را از تیغ و خنجر باک نیست.»
Liebe ist ein verzehrendes Fieber.
Liebe ist Leides Anfang
ترجمه: «عشق تب کشندهای است»
ترجمه: «عشق، آغاز رنج است»
مترادف فارسی: «بهگیتی عاشقی بیغم نباشد// خوشی و عاشقی باهم نباشد» از فخرالدین اسعد گرگانی
مترادف فارسی: «عشق برمن در عنا بگشود// عشق سر تا به سر عذاب و عناست» از فرخی سیستانی
Löwen fangen keine Mäuse
ترجمه: «شیران، موش شکار نکنند»
مترادف فارسی: «نخورد شیر نیمخورده سگ// ور به سـختی بمیرد اندر غار» از سعدی
Lügen, dass sich die Balken biegen
ترجمه: «دروغی، که تیر سقف را خم میکند»
مترادف فارسی: «دروغی که تیر سقف را میشکند.»
Lügen haben kurze Beine
ترجمه: «پای دروغ کوتاه است»
مترادف فارسی: «دروغ از همان دور که میآید یک پایش میلنگد.»
مترادف فارسی: «دروغگو تا در خانهاش.»
Man kann sich selbst keine Bäume pflanzen
ترجمه: «کس نتواند نهالی از بهر خویش غرس کند.»
مترادف فارسی: «دیگران نشاندند ما خوردیم ما بنشانیم دیگران خورند.» از مرزبان نامه
Man muss es nehmen wie es kommt
ترجمه: «به هر طریق که آید، باید پذیرفت.»
مترادف فارسی: «هرچه پیش آید خوش آید.»
Man muss sich mit Mondschein begnügen, wenn man keinen Sonnenschein hat
ترجمه: «باید به نور مهتاب کفایت کرد، هرگاه که از آفتاب محروم هستی.»
مترادف فارسی: «چون عشق بود به دل، صواب است // مه در شب تیـره آفتاب است» از امیر خسرو
Man soll die Bärenhaut nicht verkaufen‚ ehe der Bär gestochen ist.
Man muss den Pelz nicht verteilen‚ ehe der Bär geschossen (erlegen) ist.
ترجمه: «پوست خرسی را که هنوز شکار نکردهای،مفروش.»
ترجمه: «خرسی که هنوز کشته نشده، نباید پوستش را تقسیم کرد.»
مترادف فارسی: «خرس را شکار نکرده پوستش را نفروش.»


