سوروسات سفر

مروری بر گذشته

مجله فرهنگی و هنری

مطالب گوناگون

  • جذاب
  • دیدنی
  • دنیای مد
  • مطالب طنز
  • آرایشی
  • سینما
  • بیوگرافی هنرمندان
  • عجایب
  • گوناگون

آرایشگری هنری زادور

 

یادش بخیر اون قدیما … (4)

یادش بخیر اون قدیما

خاطرات بچه های دهه 60

ما دهه شصتیا نسلی هستیم که در صورت بروز شیطنت بیش از حد با یک قاشق روی شعله ی اجاق گاز روبرو می شدیم !

◊◊◊

◊◊◊◊◊◊◊◊یادش بخیر اون قدیما ◊◊◊◊◊◊◊◊

◊◊◊

یادتونه بچه که بودیم تا توى یه جمعى میرفتیم حوصله نداشتیم،خجالت میکشیدیم بابا مامانمون میگفتن:سلام کردى به عمو؟ ما هم مثل خر تو گل میموندیم! یهو طرف به دروغ میگفت: بعععععله،سلامم کرد پسر گل!!!!
عاشق این ادما بودم،دمشون گرم

◊◊◊

◊◊◊◊◊◊◊◊یادش بخیر اون قدیما ◊◊◊◊◊◊◊◊

◊◊◊

یکی از بزرگترین دغدغه های دهه شصتی ها خفه کردن صدای مودم های دایل آپ بود !

◊◊◊

◊◊◊◊◊◊◊◊یادش بخیر اون قدیما ◊◊◊◊◊◊◊◊

◊◊◊

یادتونه بچه که بودیم لواشک غیر بهداشتی میخریدیم میپیچیدیم دور انگشت سبابمون بعد هی انگشتمونو تا ته میکردیم تو حلقمون ؟ چه حالی میداد خدایی …

◊◊◊

◊◊◊◊◊◊◊◊یادش بخیر اون قدیما ◊◊◊◊◊◊◊◊

◊◊◊

روزای اول که تلفن اومده بود خونمون تا زنگ میخورد ۱۶نفر رو تلفن بودن ولی بیچاره الان تلفنمون باید بسوزه تا یکی برش داره !

◊◊◊

◊◊◊◊◊◊◊◊یادش بخیر اون قدیما ◊◊◊◊◊◊◊◊

◊◊◊

یادش بخیر وقتی قارچ خور یا میوه خور بازی میکزدیم و کلی مرحله میرفتیم جلو ، سِیو که نمیشد لامصب ، بعدِ یه مدت دستگاه داغ میکرد و بازی گیر میکرد !
یعنی از شکست عشقی بدتر بود …

◊◊◊

◊◊◊◊◊◊◊◊یادش بخیر اون قدیما ◊◊◊◊◊◊◊◊

◊◊◊

مامانم که شیشه پاک کن میخرید ، لحظه شماری میکردم تا اون ماده ی داخلش تمومه بشه بعد توش آب پر کنم بازی کنم …
این بلند مدت ترین برنامه ریزی بود که تو بچگی انجام میدادم !!!

خاطرات گذشته, شما یادتون نمیاد

 خاطرات قدیم

نــــــــه!!! خدایـــــی
مَـــن آخرش نفهميدم
اين زنگ پرورشي براي چي بود ؟؟
هَــميشه هم ميگفتن براي معلمتون مشكل پيش اومده ،گفته نمياد

◊◊◊

◊◊◊◊◊◊◊◊یادش بخیر اون قدیما ◊◊◊◊◊◊◊◊

◊◊◊

یادش بخیر یه برگ از درخت میکندیم میذاشتیم رو دستمون با اون یکی دست محکم میزدیم روش میترکید کلی حال میکردیم

◊◊◊

◊◊◊◊◊◊◊◊یادش بخیر اون قدیما ◊◊◊◊◊◊◊◊

◊◊◊

میدونید بهترین روز واسه ما ده شصتیا چه روزی بود ؟
روزی که مشق نمینوشتی بعد فردا معلمت مشقاتو نگاه نمیکرد …

◊◊◊

◊◊◊◊◊◊◊◊یادش بخیر اون قدیما ◊◊◊◊◊◊◊◊

◊◊◊

یادش بخیر کتابمون جلد پلاستیکی می کردیم بعد با خودکار پشتش دروازه می کشیدیم سر خودکار بیک مو میگرفتیم فوتبال دستی درست می کردیم.

◊◊◊

◊◊◊◊◊◊◊◊یادش بخیر اون قدیما ◊◊◊◊◊◊◊◊

◊◊◊

وقتی مدرسه میرفتیم ناظم میومد سر کلاس میگفت فردا 50تومن پول بیارید با کاسه و قاشق آش میدیم !

◊◊◊

◊◊◊◊◊◊◊◊یادش بخیر اون قدیما ◊◊◊◊◊◊◊◊

◊◊◊

یادتونه این باطری قلمیا وقتی تموم میشد در مرحله اول با ضربه زدن شارژش میکردیم ، در مرحله دوم تو ظرف آب جوش ۱ساعتی میذاشتیم بجوشه ۶ماه دیگه کار میکرد ؛ در مرحله آخر با پیچ گوشتی یا چاقو می افتادیم به جونش که ببینیم توش چیه …

◊◊◊

◊◊◊◊◊◊◊◊یادش بخیر اون قدیما ◊◊◊◊◊◊◊◊

◊◊◊

ﺷﻤﺎ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﺑﭽﻪ ﻛﻪ ﺑﻮﺩﻳﻢ ، ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭ میشمردیم ﺗﺎ ﺟﻤﻌﻪ ﺑﺮﺳﻪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺑﺨﻮﺭﻳﻢ ﻳﻪ ﺷﻴﺸﻪﻱ ﻛﺎﻣﻞ ﺗﻮ ﻳﻪ ﻟﻴﻮﺍﻥ ﻛﻪﺗﺎﺳﺮﺵ ﻳﺦ ﺑﺎﺷﻪ .

بیتوته

عضویت در تلگرام جذاب

آموزش آرایشگری

برنامه های ماهی صفت

پربیننده ترین مطالب

ایستگاه طنز و شادی

فال و طالع بینی