سوروسات سفر

مروری بر گذشته

مجله فرهنگی و هنری

مطالب گوناگون

  • جذاب
  • دیدنی
  • دنیای مد
  • مطالب طنز
  • آرایشی
  • سینما
  • بیوگرافی هنرمندان
  • عجایب
  • گوناگون

آرایشگری هنری زادور

 

داستان طوطی و حضرت سلیمان

مجموعه : داستان کوتاه

داستان طوطی و حضرت سلیمان

داستان طوطی و حضرت سلیمان

مردی یک طوطی را که حرف می‌زد در قفس کرده بود و سر گذری می‌نشست. اسم رهگذران را می‌پرسید و به ازای پولی که به او می‌دادند طوطی را وادار می‌کرد اسم آنان را تکرار کند.
روزی حضرت سلیمان از آنجا می‌گذشت. حضرت سلیمان زبان حیوانات را می‌دانست. طوطی با زبان طوطیان به ایشان گفت: «مرا از این قفس آزاد کن.»
حضرت به مرد پیشنهاد کرد که طوطی را آزاد کند و در قبال آن پول خوبی از ایشان دریافت کند. مرد که از زبان طوطی پول درمی‌آورد و منبع درآمدش بود، پیشنهاد حضرت را قبول نکرد.
حضرت سلیمان به طوطی گفت: «زندانی بودن تو به خاطر زبانت است.»
طوطی فهمید و دیگر حرف نزد. مرد هر چه تلاش کرد فایده‌ای نداشت. بنابراین خسته شد و طوطی را آزاد کرد.
بسیار پیش می‌آید که ما انسانها اسیر داشته‌های خود هستیم.

 

منبع:yekibood.ir

 

 

عضویت در تلگرام جذاب

آموزش آرایشگری

برنامه های ماهی صفت

پربیننده ترین مطالب

ایستگاه طنز و شادی

فال و طالع بینی